انشای یک دانش آموز پایه چهارم

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

امکانات وب

برچسب ها



موضوع انشا؛ شما دوست  دارید در آینده چه کاره شوید ؟

من نمی خواهم در آینده معلم شوم، معلمی شغل خوبی نیست.

من هر وقت مشق هایم را نمی نویسم بهانه می آورم که مشق هایم زیاد است. دستانم درد گرفته اند از بس که نوشته ام. 

کمی که عجز و لابه می کنم ، مادرم دلش به رحم می اید و می گوید: باشه، ننویس، فردا خودم با معلمت صحبت می کنم و من راحت از نوشتن تکالیفم شانه خالی می کنم و معلم هم وقتی که مادرم ضمانتم را می کند مرا می بخشد.

رضا پسر آقا رحمان نانوا که اصلا استعداد ریاضی و درس خواندن ندارد ، هر وقت نمره بد می گیرد بهانه می آورد که معلممان خوب درس نمی دهد .

آقا رحمان هم کلی لیچار بار معلم می کند و فردا به مدرسه می رود 

و هر چه دلش می خواهد درباره معلم به مدیر مدرسه می گوید.

مدیرمان هم هرروز پدر معلم را در می آورد که چرا این قدر پدرها از تو اعتراض دارند؟!

مهدی پسر فهیمه خانم سه روز قبل یه پونز رو صندلی معلم گذاشت و

 بعد نشستن معلم دادش به هوا بلند شد. 

زنگ تفریح بچه ها لو دادند کار کی بوده اما نمیدونم چرا دوباره فرداش مهدی سرکلاس بود و معلم رو مسخره می کرد کسی نتونست اخراجش کنه.

هرکی درس نمی خونه پدرم میگه تقصیر معلمشه. 

صف نانوایی دعوا میشه. مردم میگن تقصیر معلماست که نتونستن این مردم رو درست آموزش بدن.رضا قصاب گوشت رو گرون میده، مادرم میگه تقصیر آموزش و پرورشه. ترافیک زیاده، میگن تقصیر معلماست. ما درس نمی خونیم میگن تقصیر معلماست.

معلم اگه دانش آموزی رو بزنه تا چوبه دار میبرن ولی اگه دانش آموز معلمو بزنه صداش رو هم در نمیارن ولی پزشک هااااا قبل از کشتن مریض از والدین امضا میگیرن و با خیال راحت کار میکنن و بعد از مردن مریض هم کسی جرات نداره چیزی بگه و مهندس ها هم همینطور کلی پول میگیرن و یک آلونک که اگر رو سر مردم هم خراب بشه کسی کاری نداره ،تحویل میدن؟!

آقا، دیوار معلم کوتاه ترین دیوار دنیاست و من هیچ وقت

 نمی خواهم دیوارم این قدر کوتاه بشه ...! 


نویسنده : بازدید : 13 تاريخ : شنبه 18 دی 1395 ساعت: 3:36